بديع الزمان فروزانفر

133

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

را كسى ادارك مىكند كه ذوق معرفت و قدرت تمييز حق از باطل داشته باشد چنان كه مزه‌ى آب شور و شيرين كسى باز مىشناسد كه قوه‌ى ذائقه‌اش در كار باشد و فاسد و تباه نشده باشد ، اين معنى را مولانا در آخر همين قصه مكرر كرده است . ساحران موسى از استيزه را * بر گرفته چون عصاى او عصا زين عصا تا آن عصا فرقى است ژرف * زين عمل تا آن عمل راهى شگرف لعنة اللَّه اين عمل را در قفا * رحمه اللَّه آن عمل را در وفا از استيزه را : جمع دو ادات ( يا حرف اضافه ) و بيشتر در زبان پارسى جائز است خواه در لفظ مختلف باشند و يا عين يكديگر و مىتوانيم آن را « تاكيد ادات به ادات » نام نهيم مانند : نهاد آن سرش پست بر خاك بر * همىكرد نفرين بضحاك بر شاهنامه كه در مصراع اول ادات عين هم است و در مصراع دوم لفظا اختلاف دارد . و مثل : از پى دوست را و دشمن را * علم جان را به و عمل تن را حديقه‌ى سنايى و لفظ « ازيراك ، زيراك » ازين جنس است كه ( از ) و ( را ) هر دو سبب و علت را مىرساند و در يك جا با هم مىآيد و مجموعا مفيد علت است از قبيل : بد و بندم من ازيرا كه تن و جان را * عقل بستست و بتن بسته و حيرانم ديوان ناصر خسرو ، طبع طهران ، ص 281 زيرا كه تا بصبح شب دوشين * بيدار داشت باده‌ى نوشينم همان مأخذ ، ص 270 مولانا در اين ابيات تفاوت عمل مرد كامل و ناقص را از لحاظ عاقبت و